شهر فرشته ها در اردبیل| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

اسامی فرشتگان خداوند  

اسامی چهار فرشته مقرب خدا:
اسرافیل: فرشته صور
عزراییل: فرشته مرگ - یاور خدا
جبرائیل: فرشته وحی
میکایل
نام برخی از فرشته های ایرانی:
آپام: فرشته آب
آذر: فرشته آتش نام او در طلسم خورشید هفت پر نقش بسته است
بهرام:‌ فرشته پیروزی
شیر فرشته:در دین زرتشت سمبل یک لیوان شیر او محافظ گاوها است
مرداد: فرشته دریا و در فارسی او فرشته مرگ است
نام برخی دیگر از فرشته ها:
آمابیل:‌ فرشته ای از آسمان - فرشته روز پنجشنبه - منتسب به سیاره مریخ- فرشته ای برای مسایل غری

ادامه مطلب  

فرشته  

یك داستان كوتاه از عرفان نظرآهاری؛ پیشنهاد ویژه امشب كافه كتاب فرشته تصمیمش را گرفته بود. پیش خدا رفت و گفت:خدایا، می خواهم زمین را از نزدیك ببینم. اجازه می خواهم و مهلتی كوتاه. دلم بی تاب تجربه ای زمینی است.خداوند درخواست فرشته را پذیرفت.فرشته گفت: تا بازگردم بال هایم را اینجا می سپارم؛ این بال ها در زمین چندان به كار من نمی آید.خداوند بالهای فرشته را بر روی پشته ای از بال های دیگر گذاشت و گفت: بال هایت را به امانت نگاه می دارم، اما بترس كه زمی

ادامه مطلب  

 

زندگی همینه ،
انتظار یه آغوش بی منت…
یه بوسه بی عادت…
یه دوستت دارم بی علت…
باور کن زندگی
همین دوست داشتنهای ساده است…
 
 
 
 
به یک فرشته گفتم : برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!!
فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!!
به فرشته گفتم : معشوق مرا بوسیدی؟!
فرشته گفت : نه نشد !!
به فرشته گفتم : چرا؟!
فرشته مهربون گفت : دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن
تقدیم به تو عزیز و دوستت دارم
 
 

ادامه مطلب  

باربری فرشته  

باربری فرشته : اسباب کشی منظم و با برنامه همراه با مجهزترین ناوگان بابری شهری و بهترین خدمات بسته بندی را از باربری و اتوبار فرشته بخواهید. باربری تخصصی ، بسته بندی حرفه ای و سرویس باربری مجهز با کاملترین امکانات هدیه باربری فرشته به شماست. با ما تماس بگیرید.

ادامه مطلب  

مادر...  

مادر یعنی زندگی ،مادر یعنی عشق ،مادر یعنی مهر ،مادر یعنی اون فرشته ای که با اشکت  ، اشک میریزه ،با خنده هات می خنده ،مادر یعنی اون فرشته ای که نگاهش به توئه و با هر لبخندت ، زندگی میکنه ،مادر یعنی اون فرشته ای که موهاش سفید میشه برای بزرگ کردنت و به تو میگه ؛ پیر بشی مادر ، درد و بلات به جونم...مادر یعنی اون فرشته ای که صبح که خوابی آروم میز صبحونه رو میچینه تا وقتی بلند شدی زندگی رو لمس کنی ،مادر یعنی اون فرشته ای که شبایی که غم داری یا مریضی تا ص

ادامه مطلب  

جشن تکلیف  

من دختر مهربان ساده
من پاکتر از سپیده هستم
چشمان من از نشاط سرشار
آیینه ی بی غبار دستم
 
یک زوج فرشته آمد امروز
مانند نسیم روی دوشم
انگار شهادتین می گفت
آرام فرشته توی گوشم
 
میگفت تو هم فرشته هستی
اعمال تو میشوند بالت
امروز خدا تو را پسندید
نه ساله شدی خوشا به حالت

ادامه مطلب  

 

روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید، شما چه کار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را د

ادامه مطلب  

به نام حضرت دوست  

به نام حضرت دوست 
که هر چه دارم از اوست
بی نهایت خدایم را سپاسگزارم که بازهم فرصتی داد تا در خدمت کودکان میهنم باشم
تابستان طولانی دلم را سخت دلتنگ مدرسه کرده است
هیاهوی بچه ها...
خنده های بی آلایش.......
بوی کتاب نو ....
 
چشم مادران نگران....
تنها آرزویم این است  در پایان این سال تحصیلی مدیون هیچ چشم ودل وعقلی نشده ب

ادامه مطلب  

به سوی تو  

به سوی تو، به طرف کوی تو، به پای جان آیم به آرزوی تو، مگر تو را تو جویم، که جانفزایی نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم رهی اگر پویم، ره تو می پویم، بگو کجایی کی به جز به راه تو، راه دگر گذرم به غیر نام تو نام دگر نبرم به دیده ی حیران، خموش و سرگردان، به جستجویت بیا به سوی من، بیا به سوی من، بیا به سویم بیا به سوی من، فرشته خوی من، فرشته رویم تویی در خیال من، بازآ رمیده غزال من ای جان پرور، بیا که بار دگر ببینمت یک نظر به دیده ی حیران، خموش و سرگرد

ادامه مطلب  

راهنمایی  

سلام دوست عزیز..بد نیست این را امتحان کنید فکر کنم بی نتیجه نباشد..ما از طریق نامه
نوشتن به فرشتگان با صمیر برتر اشخاص ارتباط بر قرار می کنیم و می توانیم درد و دلمان را
بنویسیم ( کتاب دولت عشق ) نوشته کاترین پاندر ترجمه گیتی خوشدل.
این کتاب ما را راهنمایی می کند که چگونه برای حل مشکلات خودمان به افراد مختلف نامه
بنویسیم و در مورد نظرات و خواسته ها مون با اون فرد صحبت کنیم..
نامه نوشتن بسیار موثر است و گاهی جوابهای خوبی گرفته میشود بهتر است فرشته

ادامه مطلب  

نه فرشته ام نه شیطان  

نه فرشته ام نه شیطان 
کی ام و چی ام همینم 
نه ز بادم نه ز آتش 
که نواده ی زمینم 
 
 
منم و  چراغ خردی 
که بمیرد از نسیمی
نه سپیده دم به دستم 
نه ستاره در جبینم 
 
 
 
منم و ردای تنگی 
که به جز منش نگنجد 
نه فلک به آستانم
نه خدا در آستینم
 
نه حق حقم نه ناحق
نه بدم نه خوب مطلق
سیه و سپیدم اغلب
که به نیک و بد عجینم
 
تب بوسه ای از آن لب..
به غنمیت است امشب...
که نه آگاهم که فردا 
چه نشسته در کمینم
 
 
 
نزنم نمک به زخمی 
که همیشگیت باری 
که نه خسته ی نخستین


ادامه مطلب  

:)  

 
گاهی وقتا فرشته ها میشن آدم و میان سراغتون
شبیه یک دوست
 میتونه فرشته عذاب و ناراحتی باشه
یا فرشته لبخند و مهربونی
ولی قدر هر دو فرشته رو باید دونست
چون عذاب و ناراحتی باعث میشه لبخند برات ارزشمند بمونه!
+عیدتون مبارک 
 ++روز بزرگی باید باشه امروز
چون پست ثابت و برداشتم
:))))
^ـــ^

ادامه مطلب  

جک  

سربازی راهیه برای آدم کردن پسرا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما دخترا از هیچ راهی آدم نمیشن
پسرا جییییغ دسسست هوووووراااااااا




آخه دخترا فرشته ان و فرشته ها آدم نمیشن
دخترا جییییییغ دسسست هوراااااااااااا
.
.
.
اما مقام آدم از فرشته بالا تره
پسرا موووووووج مکزیییکی
ولی کدوم پسری با سربازی رفتن ادم شده
دخترا قرقرقرقرقرقر
من برم قرصامو بخورم

ادامه مطلب  

 

زن نابینا کنار تخت پسرش در بیمارستان نشسته بود و می گریست. فرشته ایی فرود آمد و رو به زن گفت: ای زن من از جانب خدا آمده ام
رحمت خدا برآن است که تنها یکی از آرزوهای تو را برآورده سازد, بگو از خدا چه می خواهی؟زن رو به فرشته کرد و گفت: از خدا می خوام پسرم رو شفا بده.فرشته گفت: پشیمان نمی شوی؟زن پاسخ داد: نه!فرشته گفت: پسرت اینک شفا یافت ولی تو می توانستی بینایی چشمان خود را از خدا بخواهی!زن لبخندی زد و گفت: تو درک نمی کنی!سالها گذشت و پسر بزرگ شد. او آدم

ادامه مطلب  

۲۱ نوامبر سال ۲۰۰۹ بود  

۲۱ نوامبر سال ۲۰۰۹ بود که یه پیغام از یه دوست گرفتم بهم انرژی داد و اعتماد به نفسم را بالا برد .تنها کسی که توانایی های من رو همیشه یاد آوری میکرد و نمیگذ اشت آب تو دلم تکون بخوره و لوسم کرده بود .دوست داشتم همینجا ازش یادی کنم .
(برام نوشته بود .سلام ای غروب غریبانه دل سلام ای طلوع سحر گاه رفتن سلامی که برخیزد از لوح جان سلامم به ایران و ایرانیان سلام به تو که ماهیت و شخصیتت کم از معنای نامت ندارد ,بی گمان تو در سیرت و صورت فرشته ای پس سلام به فرشت

ادامه مطلب  

آ د م ه ا ی چ ی پ  

خدایا بی نهایت ازت ممنونم. با هربار بوسیدن بغل گرفتن و بوییدن فرشته کوچکم ازت تشکر میکنم. این حس زیبا رو با هیچی نمیشه مقایسه کرد. عاشق فرشته نازنینم هستم و همه سعی ام اینه که بتونم مادر خوبی براش باشم نه مثل دو تا مادربزرگاش!

ادامه مطلب  

ترانه صد و ده : تنهايى هاى من  

صبحها هفت صبح بلند میشم دختر جانم را راهى مدرسه مى كنم ... به اتاقم بر مى گردم ولى معمولا خوابم نمى برد چرخى توى تلگرام و اینستاگرام میزنم هنوز چند دقیقه نگذشته فرشته كوچولوم بیدار میشه و آواز  دٓ دٓ سر میده ... یعنى وقتشه دیگه بلند بشم صبحانه فرشته و خودم رو راست و ریست مى كنم سخنرانى رو توى آیپد دانلود مى كنم و در حین كارام گوش مى كنم .... فرشته با خودش مشغوله ...صداش مى كنم میاد و غذاش رو بهش میدم ، بعدم صبحانه خودم رو مى خورم .... تازه هشت و نیم صبحه

ادامه مطلب  

فرشته ای که توی کیفم نیست !  

وقتی که توی سرویس در کمال بیزاری روی صندلی کنار راننده نشسته ام ، به آسمان نگاه می کنم .
و ابرهایی که غم را در آسمان نمایان می کنند ..
فرشته ای که می بینم آنقدر برایم حیرت انگیز است که ناخودآگاه دستم را به سویش می برم ..
و یحتمل که آن ابر کنار دستش هم یک کودک است که دارد با توپش بازی می کند .
 
فرشته را توی دستم جا می دهم و آن را بر میدارم  و آرام میگذارمش توی کیف مدرسه ام .
صدای گریه های کودک را از قلب آسمان می شنوم .
باران نمی گیرد چون ..
او هنوز خیلی

ادامه مطلب  

برترین پکیج پایان نامه نقش اردبیل در دفاع مقدس - دانلود فایل  

با آرزوی بهترینها برای شما عزیزانمحقق گرامی،شما با جستجوی پایان نامه نقش اردبيل در دفاع مقدس وارد این صفحه شده اید محصول دانلودی(پایان نامه نقش اردبيل در دفاع مقدس)شما را در رسیدن به اهدافتان یاری می رساند
پایان نامه نقش اردبيل در دفاع مقدس

ادامه مطلب  

برای یکی از همین فرشته‌ها  

آدم‌های خوب دور و برمان کم نیستند. آدم‌های بی‌آزار، آدم‌های مهربان، آدم‌های مطیع، آدم‌های کم‌حرف، آدم‌های اهل عمل، اهل صلح. آدم‌هایی که فکر می‌کنیم خوبند. آدمهایی که واقعاً خوبند. خوبیشان به ما می‌رسد، بدی نکردن‌شان بیشتر به ما می‌رسد.
اما فرشتههایی هستند که کمند، انگشت‌شمارند.عین ملکوت خداوندی زلال و شیشه‌ای‌اند. بودنشان برکت باران است در برهوت غم‌زدگی، حرم گرماست در زمهریر تنهایی‌. دست‌های دعا دارند، انگشتان مطهر شفا دارن

ادامه مطلب  

املاک خوب در شیراز  

که می خواستیم نرسیدیم و رضایت کامل بدست نیامد.عضو شورای عالی کار اظهار داشت: متاسفانه هم اکنون در پیمانکاری ها کارگران مشکلات فراوانی دارند و واسطه گری ها به بازار کار لطمه می زند و باید گفت در مراجع فرشته است.خانه‌‌ای با مساحت 317 متر در خیابان فرشته با قیمت هر متر مربع 60 میلیون تومان به فروش می‌رسد، این در حالی است که خانه کلنگی دیگری با مساحت 350 متر در فرشته با قیمت هر متر مربع 25 میلیون

ادامه مطلب  

193)  

"اشک خدا"زن نابینا کنار تخت پسرش در بیمارستان نشسته بود و می گریست.    فرشته ایی فرود آمد و رو به زن گفت: ای زن من از جانب خدا آمده ام  رحمت خدا برآن است که تنها یکی از آرزوهای تو را برآورده سازد, بگو از خدا چه   می خواهی؟  زن رو به فرشته کرد و گفت: از خدا می خوام پسرم رو شفا بده.  فرشته گفت: پشیمان نمی شوی؟  زن پاسخ داد: نه!  فرشته گفت: پسرت اینک شفا یافت ولی تو می توانستی بینایی چشمان   خود را از خدا بخواهی!  زن لبخندی زد و گفت: تو درک نمی کنی! 

ادامه مطلب  

فرشته  

فرشته تصمیمش را گرفته بود.
پیش خدا رفت و گفت:
خدایا، می‌خواهم زمین را از نزدیک ببینم.
اجازه می‌خواهم و مهلتی کوتاه.
دلم بی‌تاب تجربه‌ای زمینی است.
خداوند درخواست فرشته را پذیرفت.
فرشته گفت: تا بازگردم بال هایم
را اینجا می‌سپارم؛
این بال ها در زمین چندان به کار من نمی‌آید.
خداوند بالهای فرشته را بر روی
پشته‌ای از بال‌های دیگر گذاشت و گفت:
بالهایت را به امانت نگاه می‌دارم،
اما بترس که زمین اسیرت نکند،
زیرا که خاک زمینم دامنگیر است.
فرش

ادامه مطلب  

 

همیشه برام سوال بوده و هست که چطور میشه توی به رابطه ی دو سویه مادامی که یکی از طرفین احساسشو بروز نمیده اون یکی فرشته س ! ولی به محض اینکه فرشته هه از احساس اون یکی باخبر میشه تبدیل به ابلیس میشه؟؟؟!
پ.ن: چرا وفتی میفهمیم یکی دوسمون داره گوز میشیم؟
 

ادامه مطلب  

 

ساكت و ساده و سبك بود;قاصدكی كه داشت می رفت.
فرشته ای به او رسید و چیزی گفت.قاصدك بی تاب شد و هزار بار چرخید و چرخید و چرخید.
قاصدك رو به فرشته كرد و گفت: اما شانه های من ظریف است.زیر بار این خبر میشكند.
من نازك تر از آنم كه پیامی این چنین بزرگ را با خود ببرم.
فرشته گفت:درست است آنچه تو باید بر دوش بكشی نا ممكن است و سنگین;حتی برای كوه.
اما تو می توانی،زیرا قرار است بی قرار باشی.
فرشته گفت:فراموش نكن نام تو قاصدك است و هر قاصدكی یك پیامبر.
آن وقت فرشته

ادامه مطلب  

567567567  

‏هوا اینقد گرمه که پاشدم برم بیرون ....فرشته که رو شونه چپم میشینه گفت: به قرآن پاتو از در بزاری بیرون ما را ببری زیرآفتاب ،گناه مینویسم برات .... اون فرشته ثواب نویسم و چند روزیه تو بیمارستان بستریه بیچاره
کـدگذر - مرجع کد و ابزار وب نویسی

ادامه مطلب  

فرشته  

فرشته، اومدی از دور، چطوره حال و احوالتیکم تن خسته ی راهی، غباره رو پر و بالتفرشته ،اومدی از دور، ببین از شوق تابیدم می دونستم می آی حالا، تو رو من خواب می دیدمچه خوبه اومدی پیشم، تو هستی این یه تسکینه چقدر آرامشت خوبه ، چقدر حرفات شیرینه فرشته ، آسمون انګار، خلاصه س تو دو تا بالتتو می ګی آخرش یک شب ، میان از ماه دنبالت میان، می ری ، نمی مونی ، تو مال آسمونایی زمین جای قشنګی نیست ، برای تو که زیبایی تو می ری...آره می دونم ! نمی ګم که بمون پیشمولی ت

ادامه مطلب  

معرفی کتاب فصل پنجم سکوت  

 
«مرتضی» پسر هفده ساله و ملقب به «مرتضی گاری» است که در جنوب شهر در منطقه فقیرنشین به اتفاق پدر و مادرش زندگی می کند. پدر و مادر نسبت به تحصیل وی بی تفاوت هستند و مرتضی در کلاس چهارم مشغول به تحصیل است. او بیشتر اوقات خود را به همراه دوستانش به خوشگذرانی، فوتبال، خلاف های کوچک و... می گذراند. روزی به طور اتفاقی «فرشته»، دختر نوجوان محلّه را می بیند و او را ناخواسته تعقیب می کند. فرشته به بازار و سینما سر می زند. در فرصتی، مرتضی فرشته را از وجود م

ادامه مطلب  

معرفی کتاب فصل پنجم : سکوت  

 نویسنده: محمد رضا بایرامی، ویراستار: مینو کریم زاده  "«مرتضی» پسر هفده ساله و ملقب به «مرتضی گاری» است که در جنوب شهر در منطقه فقیرنشین به اتفاق پدر و مادرش زندگی می‌کند. پدر و مادر نسبت به تحصیل وی بی‌تفاوت هستند و مرتضی در کلاس چهارم مشغول به تحصیل است. او بیشتر اوقات خود را به همراه دوستانش به خوشگذرانی، فوتبال، خلاف‌های کوچک و... می‌گذراند. روزی به طور اتفاقی «فرشته»، دختر نوجوان محلّه را می‌بیند و او را ناخواسته تعقیب می‌کند. فرشته

ادامه مطلب  

مادریعنی...  

مادر یعنی زندگی 
مادر یعنی عشق 
مادر یعنی مهر 
مادر یعنی اون فرشته ای که با اشکت ، اشک میریزه 
با خنده هات می خنده 
مادر یعنی اون فرشته ای که نگاهش به توئه و با هر...
لبخندت ، زندگی میکنه 
مادر یعنی اون فرشته ای که موهاش سفید میشه برای بزرگ کردنت
 و به تو میگه ؛ پیر بشی مادر ، درد و بلات به جونم...
مادر یعنی اون فرشته ای که صبح که خوابی آروم میز صبحونه رو 
میچینه تا وقتی بلند شدی زندگی رو لمس کنی 
مادر یعنی اون فرشته ای که شبایی که غم داری یا مریضی

ادامه مطلب  

معجزه..  

بار ها گفتم و بار دگر میگویم...
حتما نباید پیامبر باشی تا معجزه کنی که،همین که حالت خراب باشد و خنده ی کسی بتواند همه ی حال بدت را خوب کند خودش معجزست...
و من چقدر خوشبختم که زندگیم پر است از این معجزه ها...
میدانی هادی جانم...
روز آخر مرداد بود...من هم شبیه به ته خط رسیده ها...
معجزه هایی باز بر سرم نازل شد...
خنده ها...حرف ها...همه و همه..
فقط برای خوب شدن حال من...
ای من به فدای آنکه دلش با زبان یکیست...
خدایا شکرت..
چه حسن تصادفی که هر که در راه من قرار میگیر

ادامه مطلب  

 

سرعت نور در خلا بر حسب زمان 300هزار کیلومتر است یا مقدار دقیق ان299792458 است .حالاجالب است بدانید قرآن1400 سال قبل این مقدار رامحاسبه کرده است.سوره معارج آیه 4 تَعْرُجُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فی‏ یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسینَ أَلْفَ سَنَةٍترجمه:فرشتگان و روح (جبرییل ) به سوى او عروج مى كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال استطبق گفته قرآن،آفریدگان سه دسته اند:ــ انسان که از خاک استــ جن که از آتش استــ و فرشته که از نور است!مابا

ادامه مطلب  

 

مادر یعنی زندگی 
مادر یعنی عشق 
مادر یعنی مهر 
مادر یعنی اون فرشته ای که با اشکت ، اشک میریزه 
با خنده هات می خنده 
مادر یعنی اون فرشته ای که نگاهش به توئه و با هر...
لبخندت ، زندگی میکنه 
مادر یعنی اون فرشته ای که موهاش سفید میشه برای بزرگ کردنت
 و به تو میگه ؛ پیر بشی مادر ، درد و بلات به جونم...
مادر یعنی اون فرشته ای که صبح که خوابی آروم میز صبحونه رو 
میچینه تا وقتی بلند شدی زندگی رو لمس کنی 
مادر یعنی اون فرشته ای که شبایی که غم داری یا مریضی

ادامه مطلب  

توووولللددمههههههه  

28سال پیش تو یه روز گرم تابستون ، که همه از گرما کلافه شده بودن و حتی حس خنده هم نداشتن . خدا اول صبح اون روز از بهشتش یه فرشته کوچولو رو فرستادش به دنیا ... تا خنده و شادی رو لب و دل همه بیاره . باباش اسم فرشته رو گذاشت (بهشته) . 
امروز روز منه

ادامه مطلب  

ما دخترا فرشته ایم فرشته  

دختر با اخم اومد پیش مادرش و گفت:مامان من دیگه از دختر بودن خسته
 
شدم! 

ادامه مطلب  

حرا  

چند روزی بود كه از غار بیرون نیامده بود و به عبادت خدا مشغول بود این كار همیشگیش بود عبادت با خالق بی همتا جهت و قبله ای كه سجده میكرد بیت المقدس بود اما این جهت در راستای مسجدالحرام هم بود ناگهان از سمت افق صدای شنید به خیالش شاید علی باشد و برایش طعام آورده است ولی نه علی نبود ناگهان نوری نمایان شد كمی كه دقت كرد سیمای انسانی را در افق دید كمی ترسیده بود او فرشته وحی بود حالا به وضوح چهره جبرئیل را میدید فرشته گفت: بخوان، بخوان محمد، بخوان بن

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1